سفارش تبلیغ
صبا
 
چهارشنبه 90 تیر 22 , ساعت 11:30 صبح

     (زندگی نامه شهید سید کریم خوش قلب طوسی به قلم برادران شهید)

                                      بسم الله الرحمن الرحیم               

شهید سید کریم خوش قلب طوسی در تاریخ یازدهم دی ماه سال هزار و سیصد و چهل و پنج در شهر فریمان (کارخانه قند فریمان )دیده به جهان گشود .

زندگینامه سیدکریم خوش قلب طوسی

محیط سالم و کوچک و مذهبی شهر از یکطرف و خانواده بسیار مذهبی شهید در شکل گیری سلامت اخلاقی و مذهبی او و شکوفایی استعداد وی نقش موثری داشت .از همان اوان کودکی خصوصیات بارز اخلاقی و استعداد فوق العاده او مورد توجه والدین و اطرافیانش قرار گرفت روح نا آرام و سوالات بزرگانه و پیچیده او و جسارت او در جستجوی حقیقت برای همه خانواده تازگی داشت .او بی نظیر بود.

زندگینامه سیدکریم خوش قلب طوسی

در عین تمام سماجت و پیگیری او در جستجوی جواب سوالات و تحرک زیادش در کارهای ماجراجویانه از لطافت بسیار روحی و عواطف کم نظیری برخوردار بود .بطوری که آنروز در منزل، یکی از برادران وی مورد تنبیه والدین قرار گرفت شهید بشدت متاثر شد و با گریه خودش را واسطه قرار داد و تقاضا کرد که من را بجای او تنبیه کنید و همواره با پیگیری و شیرینی اخلاق در این وساطتها موفق میگردید و در اختلافات کودکانه بین دوستان وهم سنهای خودش هرگز روی کسی دست درازی نمیکرد و از کتک کاری بچه گانه پرهیز داشت .ذهن خلاق و ریاضی او بسیار قوی و مشخص بود طوری که در دوران تحصیل ابتدایی به اعتراف تمام معلمین ابتدایی شهید سید کریم بدون مطالعه دروس فقط با فراگیری آنها در کلاس از بهترین استعداد تحصیلی برخوردار بود و همواره به خانواده در مورد توجه به استعداد های او نصیحت میکرد. به خاطر منتقل شدن کار ابوی شهید به مشهد در سال 1355 بقیه تحصیل خود را در شهر ادامه داد و در دوران تحصیل در علوم ریاضی از خود علاقه و استعداد بیشتر نشان میداد بطوری که همواره نمره های ریاضی او از بیست کمتر نمی شد.

زندگینامه سیدکریم خوش قلب طوسی

آشنایی شهید با مسائل  دینی مربوط به مقطع سنی خاصی نیست. بعلت روحانی بودن پدر بزرگ مادری و پدری شهید و آشنایی خانوادگی با بسیاری از مدرسین حوزه علمیه قم و همینطور نسبت با خانواده استاد شهید مطهری و جو خانوادگی همواره به همراه پدر و برادران و پدر بزرگها در جلسات مذهبی مثل تمام اعیاد و احیاها و جلسات ماه رمضان و سخنرانیها شرکت داشت .و چه در کارخانه فریمان و چه در مشهد به مسجد و مراسم دینی علاقه‌مند بود و این مربوط به بعد از انقلاب نبود.

همانطور که گفتم از دوران قبل از انقلاب در چنین محیط روحانی زمینه علایق مذهبی او مشخص میگردید. در جریان انقلاب اسلامی با اینکه هنوز به سن 12 سالگی نرسیده بود منتهی علاقه زیادی به تظاهراتها و سخنرانیها بخصوص به همراه برادر شهید دیگرش سید جواد نشان میداد و اگر آنها را در خانه جا میگذاشتند اعتراض داشت که من هم باید همراه شما بیائیم  و خاطره ای که مادر شهید دوران انقلاب از وی دارند این بود که روزی برای شستن پیراهن مدرسه وی که کلاس پنجم بوده است جیب وی را که خالی می نمودند متوجه کاغذی می شدند که یکطرف ان با همان خط کودکانه نوشته بود خداوند مرا شهید از دنیا ببر. به امید حق  و پشت برگه آدرس و منزل و محل کار پدرش را نوشته بوده که بعنوان یادگاری هنوز کاغذ او را نگه داشته اند و این برگه را نوشته بوده تا اگر در تظاهراتها شهید شد آدرس منزل و تلفن منزل پدرش باشد.

زندگینامه سیدکریم خوش قلب طوسی

تا پیروزی انقلاب اسلامی با تحرک زیاد در آموزشها و فعالیتها ی بسیج مسجد محله فعالانه شرکت داشت و همراه در تظاهراتها و سخنرانیهای علیه ضد انقلاب و جریانات حزب الله شرکت میکرد تا اینکه جنگ تحمیلی شروع شد و با تعاریفی که از جبهه ها از پدرش و برادرانش و بخصوص دایی اسیرش علی موحدی می‌شنید بسیار تلاش داشت.

که او را هم به جبهه ببرند حتی به صورت التماس و گریه از علی و حسین  دائیهایش تقاضا داشت او را برای یکبار هم که شده با خود ببرند ولی چون سن او قانونی نبود از طریق مسجد و بسیج ممانعت می کردند تا اینکه اولین بار در اول سال 61 موفق به رفتن جبهه گردید.

زندگینامه سیدکریم خوش قلب طوسی

 اعزام او از طریق بسیج محل و موافقت به اعزام، روح پر اضطرابش، قرار می گیرد و بعد از مدتی بی خبری از وی، خبر بستری شدن وی در بیمارستان تبریز به خانواده رسید و به مشهد منتقل گردید. در بیمارستان امام رضا بین دکترها و پرستارها خیلی زود شناخته  و محبوب شد بطوری که همه روزه همه آنها خود را موظف به سرکشی و احوالپرسی از کریم این نوجوان با اخلاق و مقاوم میدانستند و همه از استقامت او در مقابل درد و رفتار خویش تعریف داشتند بطوری که پای چپ او از ناحیه ساق پا بشدت خرد شده بود و مدتها بعد از بهبودی بعلت کوتاهی پا لنگی در راه رفتن داشت و جراحت ترکش تا یکسال بهبودی نمی‌یافت ولی با همه اینها از جبهه دست بر نداشت و بلافاصله بعد از استراحت کوتاهی (زمان بهبودی ) خود را به جبهه رساند و همواره با اینکه برای تحصیل وی دوستان و اقوام به ابوی گوشزد می نمودند که شما با استعدادی که داری باید درس بخوانی حیف می‌شوی با لبخند ی میگفت چطوری میتوانید از من بخواهید اینجا خودم را به درس مشغول کنم در جایی که دانشگاه جبهه است تکلیف امام جبهه است و بدون شک دیدار امام زمان و امام حسین و جلوه حق در آنجا ممکن است و میگفت نمیتوانم جبهه را رها کنم دست خودم نیست پیوند روحی آنچنان قوی است که بعد از چند روز دوری از جبهه احساس دلتنگی شدید عذابم میدهد .

 زندگینامه سیدکریم خوش قلب طوسی

صحبت از فعالیتها و ایثار گری شهید از جبهه ها بسیار زیاد است و بهتر است به صحبت برادران هم رزمش و مسئولین و فرماندهان جبهه رجوع شود و این حقیر نه لیاقت بازگویی آنها را دارم و نه این نوشتار طاقت باز نویسی ان .از شهید سید کریم خوش قلب طوسی یاد‌داشتها و نامه ها و مقالات بسیار پر معنی و خواندنی باقیمانده است که امید است در تحریر  و نظم آنها موفق شویم .اخرین نوشته شهید نامه ای است که به مادرش در (اهواز)از خط مقدم مینویسد در این نامه با شادمانی فراوانی تبریک پیروزمندیهای کربلایی پنج تذکر میدهد که این ما نبودیم که دشمن را چنین د رهم کوبیده و از بین بردیم بلکه خداوند بود که در حقیقت هدایت میکرد گلوله های سپاه اسلام را برسر کفار بعثی و البته وصیت نامه او چند جمله بسیار ادبی و زیبا شروع شده و حاوی پیامهای تکان دهنده ای میباشد .عاقبت روز بعد از نامه به مادرش و دیدار با پدرش در خطوط جبهه شلمچه در حال سرکشی و هدایت پاسگاه اطلاعاتی تحت نظرش ساعت 8بامداد روز 65/10/21با اصابت ترکش توپ مستقیم به پشت سرش شهادت را به آغوش کشیده و افتخار دنیا و آخرت خود را با این مقام بالا تکمیل گرداند روح پر عظمتش شاد راهش پر رهرو باد.

زندگینامه سیدکریم خوش قلب طوسی

بعنوان پیام بهتر است اشاره کنیم به توصیه حضرت امام خمینی روح الله و رهبر بزرگ انقلاب اسلامی ایشان فرمودند که این وصیت نامه شهدا بخوانید و ببینید برای چی به جبهه رفته اند و چه نوشته اند اینها .امید است که به این وسیله هم پیام پیروزی و اطاعت از خمینی وهم پیروی و درک عظمت شهدا در این اشاره رهنمود در راهمان گردد  .انشا الله

کریم در عملیات مسلم بن عقیل در حال بردن خبر فرمانده برای نیروهای ادوات بود که خمپاره 60کنارش اصابت کرد و ترکش زیادی بر بدنش خورد و چند ترکش بزرگ به پای چپش اصابت کرد که موجب خرد شدن استخوان ان شد و حدود 40%پایش از کار افتاد . 

از نظر استعداد بسیار عالی بود و ذهن ریاضی او بسیار خوب بود بطوری که بعد از انقلاب وقتی پرونده محرمانه او از طریق مدرسه ابتدای او تحویل ما گردید ارزیابی رژیم منفور شاهی در مورد استعداد های او همه عالی بود و به نظر آنها از افرادی بود که باید بعد از دیپلم با بورسیه دولت تحصیلات عالی را انجام میداد .

از نظر اخلاقی بسیار عاطفی و خوش اخلاق بود بطوری که هیچ زمان در درگیریهای لفظی دوران کودکی به کسی دست درازی نکرده بود و درصورت تنبیه دانش آموزی توسط معلم بی اختیار گریه میکرد و عموما اعتراض داشت که شما اجازه ندارید کسی را تنبیه کنید و روح لطیف و ستوده او همواره زبانزد معلمین و دوستانش بود. در خانواده نیز تنها فردی بود که در غم برادران و والدین احساس شراکت بیشتری میکرد و غصه و جوش بیشتری داشت .

 


نوشته شده توسط |  

لیست کل یادداشت های این وبلاگ